Machine transcription
(٣٤)
چو چشمان چار شد با من صنم گفت
پری قاف در قلزم شنا کرد !
بت کافر توئی قلبم سیه پوش
بچشم وزلف کفرستان بنا کرد
ز مدهوشی ندیدم وصل عاجل
بعجلت با الف دیگر هجا کرد
نگارم خواند در مسجد نمازی
ادا بنمود و از همگی قضا کرد
چنانست این زمان سیر گل سرخ
زمین را خون احمر لاله زا کرد
مجمع غازیان باشد چو یوسف
بشوق و ذوق می باید غزا کرد
قفس را مرغز این طائر نشاید
بباغ عالمش باید رها کرد!
یوسف اندیشه کرده که خانزاده آلان طبع
روان دارد مبادا زبان درازیش موجب شرم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
