Machine transcription
( ٦٠ )
گفت آنسو رفته است ـ همانطرف روان شدم واوهم
درپی من بودتادور برامدیم ـ پس تنهایم دیده ودردهم
لته تخته کرده برشانه خود مرا برداشت ـ چون از
دره خود بیرون شدیم مجبور براه رفتنم کرده در يك
شبانه روز بخوست برد و آنجا پيش يك سودا گرم فروخت .
( پردل ) اقرار این سخن را یکماه پیش آن کافر
بوقتی کرد که مسلمان شده بود باین سبب انتقام تو
گرفتن روانداشتم اما منتقم حقیقی در همین مقدمه که
باعث کم شدن اکرم کردید از دست بچه کاکای اکرم
شهیدش ساخت شهادت باین سبب نصیبش شد که مسلمان
بود وترا بخير مسلمان دولتمندی ساخت ـ حالا ازقاتل
او دو انتقام گرفتن دارم ـ خوب جوك من( دخترم )
پسان چطور شد ؟
( رينان ) تا ( پدر ) این لفظ ها را بعد از پانزده
سال میگویم ومی شنوم ـ تاجر خوست نزد
میربدخشانم فروخت
( باقی دارد )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
