Machine transcription
( ٤٧ )
( ٢٥١ ) :— امواليكه در يكي از كمركها محصول شده و از آنجا بجای ديگر نقل شود و مدير كمرك ديگر جای دوباره محصول بگيرد همان مدير كمرك ( تعزير ) .
( ٢٥٢ ) :— هرگاه مامورين كمرك مال تجارتي را ملاحظه و محصول نكرده سند داده بود و ثابت گرديد همان مأمور كمرك و تاجر [ تعزير ] .
( ٢٥٣ ) :— هرگاه يك مامور و يا يك رئيس و سركردة اهالی غير از خدمتهائيكه بموجب كدام نظامنامه ويا فرمان پادشاهی شرعاً امر شده باشد رعايا را بيگار گرفته از آنها کار بگیرد حق اجرت عملۀ بيگار ازوی گرفته بعملۀ داده میشود و [ تعزير ] .
( ٢٥٤ ) :— هرگاه ازمامورين دولت و يا آدمهای شان و يا منصبداران و سپاهيان نظامی و كوتوالی در خانۀ رعايا واهالی فروکش گردیده بی رضا و جبراً طعام بخورند و يا برای اسب ها جو و كاه و غيره بگيرند [ قيمت اشيائيكه گرفته و خورده اند استرداد گرديده بصاحبانش داده میشود علاوتا تعزير ] .
اگر اردوی نظامی در اثنای كوچ از يكجا بديگر جاحرتکب اينچنين حركت گردد . قيمت چیز هائيكه گرفته شده باشد بقسم تاوان از منصبدار فوج كه با ايشان درين جرم شريك بوده گرفته میشود و خود منصبدار در ديوان حرب در تحت محاكمه می آيد و سپاهيان نيز اگر بی اجازه منصبدار مرتكب گرديده باشند قرار فوق محکوم به [ تعزیر ] میشوند .
( ٢٥٥ ) :— كسانيكه يكي از مامورين و يا از سپاهيان و منصبداران نظامی وكوتوالی وپليس را در اثنای ايفای وظيفه و يا بخاطر وظیفۀ شان كه ايفای مینمايند ضرب و جرح و يا اينكه جبر و تشدد نمايند و يا سلاح بكشند علاوه بر جزای مستلزم ضرب و جرح [ تعزير ] .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
