Machine transcription
( ٣٧ )
محلی موصوف معلوماتیكه در بارۀ آنها داشته باشد نیز تحریر کرده در محكمة شرعية محلى بسپارد ، این معلومات بعد از علم قاضی در حقوق الله مدار حكم شرعی میگردد ، اگر شهرت دزدی و داره و تاراج متواتر یا غیر متواتر و یا محدود باشد نسبتا ( تعزیر ) .
(١٩٢) : كسانیكه بارتكاب دزدی وداره و غیره جرایم محكوم به نقل مكان بيك موضع معین گردیده خلاف حكم ازان محل بحكومتی منفی ویا دیگر حكومات و علاقه جات افغانستان بروند ( تعزیر ) .
اگر ثانیا در محل مذكور منشاء فساد وداره گردند ( تعزیر الى قتل )
(١٩٣) : شخصیكه در مقابر رفته كفن میت را بكشد ( تعزیر ) .
(١٩٤) : هر كسیكه جبرا از دست شخصى يك حجت نقدی وسند قرض را بگیرد بعد از گرفتن سند و حجت كه تحویل صاحبش نماید ( تعزیر ) .
و اگر دزد مال مسروقه را قبل از حكم قاضی بصاحب مال تسلیم نمود حد لازم نمیشود ( تعزیر ) .
مادة ( ٣١ ) نظامنامه هذا شامل این فصل است .
(١٩٥) : كسيكه اموال دولت را نقداً يا جنساً سرقت نمايد چون حد لازم نمیشود نسبتاً ( تعزير ) و مثل آن مال از سارق گرفته تحویل خزينة بيت المال شود ، اگر مأمور باشد ( طرداز مأموريت ) .
(١٩٦) : اگر مرتكبين جرمی كه در قاعدة ( ١٩٥ ) بیان گردیده ملازم دولت نباشند با وجود آنهم بموجب قاعدة مزبور مجرم شناخته ( تعزیر میشوند )
(١٩٧) : كسیكه يك كودك را بيك چیزی راضی و قانع گردانیده مجیله از دست وی سند دین یعنی حجت و یا كدام ورقة ابرا و تعهد را بگیرد هر گاه بكودك نقصان رسیده باشد ، تاوان آنرا میدهد و علاوه بران ( تعزیر )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
