Machine transcription
( ٣٣ )
نسبت فعل را بر يك شخص منکر نماید ، اگر برضای خودش فعل
وقوع یافته باشد ( تعزیر ) .
( ١٦٥ ) : - گریختاندن زن شوهردار درصورت اقرار زن که برضای خود رفته
باشد ویا بقرائن قطعیه ثابت شود نسبتاً ( تعزیر ) .
( ١٦٦ ) : - درمسئله زنا که حد شرعی بشبهه ساقط شود ( تعزیر ) .
( ١٦٧ ) : - کسیکه بيك صدمه غیر فعل زنا بکارت باکره را زائل کند علاوه
بر مهر مثل ( تعزیر ) .
( ١٦٨ ) : - مردیکه بازن اجنبیه بغیر زنا ولواطه بباقی اعضای او دست درازی
ویا مساس کند در صورتیکه مرد اکراه کند تنها مرد ، و در صورت
رضا زن ومرد هردو ( تعزیر ) .
( ١٦٩ ) : - زنها ئیکه به بد افعالی متواتره شهرت پیدا کنند ( تعزیر ) .
( ١٧٠ ) : - شاهدانیکه بزنا شهادت داده اند درزمان رجم زانی فوت ویا بدون
عذر غائب شده باشند از محکوم علیه مذکور حد ساقط شده ( تعزیر
وتشهیر ) میشوند .
اگر قبل از یکماه شاهدان مذکور حاضر شوند محکوم علیه ( رجم
واگر پس از یکماه حاضرشوند حد ساقط وهمان تعزیر اجرا میشود) .
( ١٧١ ) : - کسانیکه برمعاملات جزائیه شاهدی ناحق میدهند ( تشهیر ) .
( ١٧٢ ) : - کسانیکه بمسائل حقوقیه شاهدی دروغ بدهند ویا قسم ناحق بخورند
در صورت رجوع شاهدان ، علاوه برمقدار نقصانیکه بصاحب حق
رسیده ( تشهیر وتعزیر ) .
در صورت عدم رجوع شاهدان تنها تشهیر .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
