Machine transcription
(۲) :ـ قریه داران و یا قبیله دارانیکه سابق ملک ، کندید، و
میر هزار، ایل بیگی، ارباب، اقسقال ، در هر مملکت
باصطلاح قوم آن بنامهای متعدد و مختلف یاد میشدند
ازین پس برأ اقوام کوچی باسم (قبیله دار) ، برآنغیر قرایی
کوچی (قریه دار) موسوم گردیدند. بنابران قریه دار و قبیله دار
را لازم که باتفاق علاقه دار و وکلائیکه در مجلس علاقه دار
از طرف اهالی انتخاب گردیده اند، سیاهه جزو مواشی تباعهٔ
خود را بتفصیل اسم دونده ساکن و شخص ، و نوع حیوان
در تعداد آن بدفتری محال یا مدیر مالیه بدهد. و اگر شخصی
در دادن جزو مواشی خود اطاعت نمیکرد بموجب قاعدهٔ
(۱۷۱) نظامنامه تشکیلات اساسیته محاکم با علاقه دار با
دست خود مراجعت نموده معاونیت طلبی کند.
(۳) :ـ در جائیکه راست تعاق حکام باشد تا درجه حاکم (۳) خود
بهر قریه دار و قبیله دار در شمار یابی حاضر باشید، جا هائیکه
رأساً تعلق حاکم کلان و حاکم اعلی و نائب حکومه باشد نائب الحکومه
و حکام مذکور از طرف خود شخصی امین را مقرر میدارند که بهمراه قریه دار
و قبیله دار و وکیل ها ی منتخبه همان محال که در مجلس مشورتی آن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
