Machine transcription
۶۸
ممنوع است فاعل آن [تعزیر] .
(۲۶۲) :— در داخل شهرها بلا لزوم تفنگ زدن ممنوع است
فاعل آن [تعزیر] .
مراد از تفنگ زدن در شهر فقط همان مناطق شهر از ان مطلوبت
که از طرف قوماندانها کوتوالی محلی محدود کرده میشود .
(۲۶۳) :— در جائیکه مردمان جمع باشند بسیکه توهم ضرر باهالی دارد
اسپ دوانیدن ممنوع است فاعل آن [تعزیر] .
(۲۶۴) :— کسیکه از گرفتن سکه دولت بقیمت معینش انکار و استنکاف
ورزد [تعزیر] .
(۲۶۵) :— قصد ابخانه و یا حویلی یک شخص دیگر خاک و سنگ و ناپاکی
انداختن و یا بجائیکه داخل شدن دران ممنوع است در امدن و از
جائیکه گذشتن از ان ممنوع است گذشتن [تعزیر] .
(۲۶۶) :— بدرجه که باعث برهم زدن راحت اهالی گردد بلا موجب
غال مغال و شماته کردن [تعزیر] .
(۲۶۷) :— اعلاناتیکه بامر حکومت چسپانیده و آویخته شده باشند
کندن و پاره کردن [تعزیر] .
(۲۶۸) :— کسانیکه کمتر از نرخ معین مروج اشیا خوراکه وغیره را بفروشند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
