Machine transcription
۱۹۸
وا المسلمين شيخ زين الملة و الدين الخوا فی است
و عا لم بعلوم ظاهری و باطنی بودم و در توحید و
عرفان یگانه دوران بود و سر دفتر کاملان زمان
وی پیش از سفر خراسان و عراق و حجاز در ماوراء
النهر بصحبت حضرت قطب الاقطاب خواجه علاءالدین
عطار قدس سره رسیده بود و بعد از ان در خطه شام
در خدمت مولانا شمس الدین محمد سیرین که از
کبار مشایخ آنجا بودند بسر میبرده اند اما هيچ يك
را تسلیم نشده بود تا آنکه مولانا شمس الدین
حیات را سپرده بعد مولانا درویش احمد در طلب
درویش و مرشد کامل بگر دعالم سرگردان شد در هر
ولایت و دیار که میرسید طلب درویشان بزرگ میکرد و هر که را میدید
ازوی بهتر میطلبید تا آنکه بخطه روم رسید و از مردم آنجا احوال اهل
دل پرسید گفتند که در مسجد جامع مازنگی مجذوب است
و با هیچکس سخن نمیکند در هفته يك نوبت طعام اندك می
خورد و شب و روز آنجا میباشد درویش احمد بآن
مسجد رفت دید که زنگی سر برهنه بر روی فرش خشت
پخته رو بقبله افتاده پیش او رفت و با دب تمام بایستاد
بعد از زمانی زنگی سر بر داشت و گفت ای درویش
احمد آنکس که تو میخواهی در خراسان در ولایت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
