Machine transcription
۹۴
و چیزی نمانده بود که آن بیچاره را زیر پا
کرده هلاک نماید. اسلم دفعةً دید و پیش
آمده از دست او گرفت و یک سونمود.
کور عاجز بحال رقت دعا کرد و گفت :
خداوند در حال درماندگی بسر وقت تو
برسد که اینطور بسر وقت من رسیدی ..
اکنون باز همین حکایت را بعبارۀ دیگر
می نویسیم :
تغییر عبارت
نا بینائی بی عصا کش ؛ پی کار خود برآمد.
وقتی که ببازار سر چوک رسید با اسپ
سرکشی دو چار شد و بیم آن بود که بزیر
پای اسپ بیاید و زندگی را وداع گوید.
اسلم از انجا میگذشت. نابینا را در خطر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
