Machine transcription
۶۲
مگر نمیدانستم :-
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
حال که بمیان کار در آمده ام هر قدر
می کنم ازین خارک دامن گیر، دامن بچینم
نمی توانم. راست گفته اند که (ویرانی
آسان و آبادی مشکل است).
چند صد روپیه که داشتم چیزی بخشت
و گل و چیزی با جورهٔ استاد کار و مزدور
خرج شد و هنوز استخوان بندی عمارت
قرار دلخواه من صورت نگرفته. گمانم سر
دست چهار صد روپیه دیگر هم می خواهد
که اندک صورت بگیرد.
چون برادر عزیز؛ در راه مساعده با بنی
نوع؛ هر وقت و هر کس اینجور دستگیریها
دارند خاصه بر من خیلی که مشفقند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
