Machine transcription
(و) به الف بدل شود:
آلودن بیالای پیمودن به پیمای
ستودن بستای - نمودن بنمای
(ش) وقتیکه پس از الف بیاید به (ر) بدل گردد :
داشتن : بدار گذاشتن: بگذار
گماشتن: بگمار نگاشتن: بنگار
هرگاه پس از الف نیاید از این قاعده مستثناست:
ریشتن بریش شدن بشنو
کشتن بکش نوشتن بنویس
(ف) به (ب) بدل شود :
تافتن بتاب روفتن بروب
شتافتن بشتاب - کوفتن بکوب
استثنا
بافتن بباف پذیرفتن بپذیر خفتن بخفت
سفتن بسنب شکافتن بشکاف کافتن بکاو
رفتن برو گرفتن بگیر گفتن بگو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
