Machine transcription
فصل سوم اجرا حد و احکام مال مسروقه ٣٥ باب اول حد سرقة
(٢٠٢) هرگاه گواهان بر دزدی گواهی دهند و دزد گریخت پیش از حکم قطع یا بعد از حکم آن و بعد از مدت تقادم گرفتار شد قطع دست بر او لازم نیاید و اگر پیش از زمان تقادم مامورین سرکاری او را گرفتار کردند قطع دست لازم آید (مبسوط)
(٢٠٣) حد دزدی آنست که قطع کرده شود دست راست دزد از بند دست و بعد از آن سر ساعد او را در روغن داغ کنند (هدایه)
(٢٠٤) و قیمت روغن و هر چه در آن صرف شود بر ذمه دزد باشد (بحر رائق)
(٢٠٥) اگر دست راست او شل یا ناقص الاصابع بود همان دست او قطع شود (التبيين)
(٢٠٦) اگر دست چپ او شل یا مقطوع بود یا پای راست او شل بود و دست راست دزد را قطع نکنند در همین حکم است در صورتیکه انگشت ابهام دست چپ دزد شل یا مقطوع باشد یا دو انگشت دست چپ سوای ابهام شل یا مقطوع بود و اگر یک انگشت او سوای ابهام شل یا مقطوع بود دست راست او بریده شود (هدایه)
(٢٠٧) اگر انگشت پای راست او مقطوع باشد دیده شود اگر استادن براه رفتن میتواند دست او قطع توان نمود و اگر رفتار کردن بآن نمیتواند دست او قطع نکنند (مبسوط)
(٢٠٨) و اگر دزد را دست راست قطع کنند و باز دزدی کند پای چپ او را قطع کنند و اگر باز دزدی کند تعزیر دهند و مقید دارند تا که از دزدی توبه کند (هدایه)
(٢٠٩) و امام را میرسد که او را سیاسة بقتل رساند زیرا که او ساعی بفساد شد (عالمگیریه)
(٢١٠) و رواست که دزد را بعد حد مقید سازند تا از دزدی توبه کند (حمادیه)
(٢١١) اگر در دست مدعی علیه دو حق جمع شود یکی قصاص دوم حد سرقه میباید که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
