Machine transcription
( ٦٣ )
تهی دست تشویش نانی خورد ملک غم بقد ر جهانی خورد
گدائی که حاصل کند نان شام چنان سرخسبد که سلطان شام
غم و شادمانی بسر میرود بمرگ این و از پس بدر میرود
چه انرا که بر سر نهادند تاج چه انرا که بر گردن اورند باج
اگر سرفرازی بکیوان پست وگر تنگدستی بزندان پست
چوخیل اجل بر سر اید بتاخت نمی شاید از یکدگرشان شناخت
شنیدم که یکبار در دجله پس گفت با عابدی کله
که من شه فرمان منی داشتم بسر بر کلاه مهی داشتم
سپهرم مدد کرد و دولت وفاد گرفتم ببازوی دولت عراق
طمع کرده بودم که کرمان خورم که ناگه بخورند کرمان سرم
بکن پنبۀ غفلت از گوش هوش که از مردگان پندت آید بگوش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
