Machine transcription
( ۳۱٤ )
پسرش باز چید و رک راشید اکروی بو دی تبہ خواسست شد
شنیدم که پخش غمی ناخوش کرد زبان از مراعات خاموش کرد
دکر نوبت آمد بنزدیک شاہ پکر دان فنسد و مایه در و کاهی
خردمند را پیرند و شد شرم شنیدم که میرفت و میگفت نرم
اکر وی نپچید می کردنش نه پچیدی امروز روانسش
فرستاد تخمی بدست رسی که باید که بر محمود بپوشش نمی
فرستاد و آمد برنجبار بکر د انچه کنسش خداوند کار
نمک را یکی مطلب آمد ز دو پسر و کردنش همچنان شد کرو
بعد را از می مرد بشتاقند ببخشد بسیار و کم یافتند
نمک درا ز لشکر شتم بسیج که روز پسن پیر را ری ہیچ
یکی کوشش کودک بیار سخت که ای بالعیب امی که شد سخت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
