Machine transcription
( ١٥٦ )
چوعشقی که بنیاد او بر هواست
چنین فتنه انگیر و فرمان رواست
عجب داری از سالکان طریق
که باشند در بحر معنی غریق
ز سودای جانان بجان مشتغل
بذکر حبیب از جهان مشتغل
بیاد حق از خلق بگریخته
چنان مست ساقی که می ریخته
نشاید بدار و و ذکر و شان
گر پس مطلع نیست در دردشان
الست از ازل جانشان درکوش
بفریاد قالو بلی در خروش
گروهی عملدار عزلت نشین
قدمهای خاکی دم آتشین
بیک نعره کوهی بجا بر کنند
بیک ناله شهری بهم بر زنند
چو بادند پنهان چالاک رو
چو سنگند پیدا و فرمان شنو
فرو کشته از بس که شب زنده اند
سحر که پریشان که وا مانده اند
شب و روز در بند سودای نو
ندانند ز اشفتگی شب ز روز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
