Machine transcription
(١٤٦)
زمرغید پرسید دم سوختن
چو آمد بر مردم کاروان
ندانی که چون کاوه بر دم بدشت
از ان نعل پی کر سپس ماند
برنداز بداعی پی بارها
زنوع سک اده در سناخ
که رنگش از شب تیره تریک
همه سگها پارس دان ای پسر
در او باشند کان شوریده رنگ
چو پاکیزه ننسان صاحبدلان
برنجت بکش با ر مرد حالی
تباریکی آن اشنائی نیافت
شنیدم که سگت با ساربان
شرکتی که پیش آمدم کفم اده
که باشد که روزی بمردی رند
خود انداز برای سخلی خا رہا
شبی محلی افتاد در سنگلاخ
چه دانی که کوسر که اسپ سک
که لعل از میانش نباشد بدر
همان جای تاریک و لعل سنگ
برانگیخته با جاهلان
کرافتی پسر وقت صاحبدلے
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
