Machine transcription
( ٣٥ )
معلوم و مجهول
فعل معلوم آنست که فاعل آن مذکور باشد چون اسلم خواند - عبد الصمد نوشت - فعل مجهول آنست که فاعل آن مذکور و معلوم نباشد کتاب خوانده شد - کاغذ نوشته شد -
فعل مجهول همیشه باستعانت فعل ( شدن ) صرف شود - چون گفته شد - شنیده میشود و همین يك
تمرین ( ١٧ )
در حکایت ذیل فعل لازم ومتعدی را جدا کنید -
یکی از شعرا پیش امیر دزدان ( رفت ) و بر اثناء ( گفت ) بفرمود تا جامه اش ( بستدند ) وازده بدر ( کردند ) سگان ده از قفایش ( افتادند ) ( خواست ) تا سنگی ( بردارد ) زمین ( یخ بسته بود ) ( گفت ) ان چه حرامزاده مردمانند که سنك را ( بسته ) وسك را ( کشاده اند ) امیر دزدان از غرفه ( بشنید ) بخندید و ( گفت ) از من چیزی ( بخواه ) ( گفت ) جامه خودرا ( میخوا هم ) اگر انعام ( کنی ) سالار دزدان را بروی ( رحمت آمد ) جامه اش ( باز داد ) وقبا پوستینی بر آن ( افزود ) تا بخوشدلی ( برفت )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
