Machine transcription
آن طفلی که پدر و مادر در نظرش بجز يك يك
ملایکهٔ مقدسه که او را نگهبانی کنند . ومهر خواهش
آنها را بجا بیارند دیگر هیچگونه حسی در رب آنها
قبول کرده نمیتوانست ، ودر دنیا بهیچ چیزی بجز
بازیچه ها و اسبابهای ساعت تیری خودشان علاقه
و محبتی نمی بست ، همینکه بسن چهارده پانزده رخ مینهد
يك دیگر گونه حسیاتی در خود ملاحظه میکند . خود
بخود بيك دلتنگی گرفتار میآید ، بعد ازان از بازیچه ها
وساعت تیری هائیکه داشت اورامسرور میساز دو ساعتش
را تیر نمیکند . پدر مادر در نظرش از حال ملك الصبا
نه کی برآمده بخوبی میداند که سبب حیات وباعث وجود
ومربی جسم وروح او انهاست . لهذا يك حس تعظيم
و احترام ، ويك وظيفه اطاعت و خدمت در خود بمقابل
انها حس میکند .
بازيك حالی می اید که پسر ، خود را چنان میپندارد
که سر از نو بدنیا تولد یافته است . . . . .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
