Machine transcription
= ١٢٤ =
حزب واحد گر شود اسلامیان حاکم روی زمین شد اتحاد
اتحاد مسلمین فرض است و دین بس چرا متروك دین شد اتحاد
صد اسف بر حال ما اسلامیان خوار پیش ماچنین شد اتحاد
مبدأ و مأوای این لفظ شریف در میان مسلمین شد اتحاد
تا که ما بودیم با هم متفق از عرب تا سور چین شد اتحاد
ز اختلافات و نفاق و تفرقه مجتنب از مؤمنین شد اتحاد
دیگران بگرفت و ما ماندیم دور در فرنگستان رصین شد اتحاد
بهر تقسیم زمین فرس و ترك در حریفان عین کین شد اتحاد
اتفاق سه و دوبل جمله گی بهر بلع مسلمین شد اتحاد
دم مزن (محمود طرزی) زختلاف متحد شو بر همین شد اتحاد
— § —
حسد
(۲)
حاسدان راهمچو هیزم میخورد نار حسد آتش سوزنده بیند هر که شد یار حسد
میکنی تا کی حسد ای دشمن علم و کمال زهر بر کشتی مگر بر دل زدت مار حسد
میکنی پنهان تو شمس علم را زیر سحاب کار دار علم هستی میکنی کار حسد
با زبان کفرکان جهل است و غدر است و نفاق میکنی فخر و چو خر ماندی ته بار حسد
بهر حاسد شد جزا نار جحیم پر غضب در دو دنیا دایماً آتش بود یار حسد
حاسدان این سراج نور پاش علم و فن سوخت در نار حسد تا شد گرفتار حسد
تا ز انوار سراج ملت و دین نور یافت گشت اخبارما (محمود) کسار «۱» حسد
— § —
عرفان
(۳)
چون خدا قومی نمایان میکند ذوق شانرا سوی عرفان میکند
کسار شکننده را گویند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
