Machine transcription
- ( ٤٧٨ ) -
لینقولن باقی مانده در خریطه موقع آنرا قید و ثبت کرده و بجماعت يك دعای آخری
بروح كپتان نمو خوانده وابور براه افتاد .
بعد از پانزده روز مهاجران به امریكا برامدند دیدند كه بعد از محاربه مدهشه
که در ان حاضر بودند شمالی ان مظفر و غالب آمده اند . جواهرات خود را فی الفور بنقد
تحویل داده يك زمین بسیار جسیمی خریدند . بزرگترین دانه كوهى را بنام لیدی كو
لنار و ان هدیه فرستادند . مهاجران با همدیگر عقد رابطه اخوت کرده عهد بستند که
تا ما دام الحياة از همديگر جدا نشوند . زمینی را که خریده بودند جزیره لینقولن نام
نهاده چنانچه در جزیرهٔ لینقولن به اتفاق ومعاونت همديگر سعی وکوشش میورزیدند
در ینجا نیز برای آبادی و عمران زمین خود همچنان جد و جهد بعمل میآوردند . از
ثمرهٔ سعی و اتفاق در كم مدتی خیلی ترقی كردند . در داخل ارضى مذكوريك نهركو
چکی موجود بود که آنرا « نهر مرسی » ويك تالابی هم بود که آنرا ( تالاب غرانت )
ويك بيشه زار محدودی نیز بود که آنرا [ جنگل فاروست ] نام نهادند . عمارت نشيمن
گاهی را که برای خود ساختند ( غرانيتهاوز ) نام گذاشتند ولی شکر کردند که کوه
وپشته در داخل اراضی شان نبودکه آنرا « کوه فرانقلن » نام نهند .
و الحاصل همه رفقا از دیگر صنعتهاى خود دست بر داشته بزمینداری
کوشش ورزیدند .
ژه ده ئون در انجا بنام ( لينقولن هرالد ) يك اخبارى نيز تأسیس و نشر داد كه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
