Machine transcription
- ( 187 ) -
و جزیره لینقولن را عبور نمود سرکشتی را بسوی دماغه اولی که در طرف جنوبست
متوجه نمود . صندال را بقدر دو میل از ساحل دور کردند زیرا مهندس میخواست که
جزیره را و علی الخصوص کوه فرانقلن را از خارج بنظر غور تماشا کند .
پانقروف باز بسوی ساحل میل کرد . دماغه شبکه جبه زار ( تا دورن ) را در بر گرفته
بود دور نمودن گرفتند . بیسی و همت پرزنهای با غیرت صندال بکمال انتظام بساحل
نزديك شده میرفت . بعد از انکه بقدر دو ساعت رفتند بدماغه شبکه مطلوب بود رسیدند .
مهندس بطرف وضعیت اراضی دیده بگرداب حیرت فرو رفته بود در اثنائی که میخواستند
دماغه را دور کنند هاربر فریاد بر اورده گفت :
- به بینید . در کنار ساحل يك چیز سیاهی می بینم آیا چه باشد ؟
همه رفقا نظرشان به آنطرف متوجه شد . مخبر گفت :
- بلی راست میگوید در انجا يك چیزی هست . چنان گمان میبرم که یکبار بسته در ريگ
فرو رفته باشد .
پانقروف - من شناختم که چیست ؟
ناب - چیست ؟
پانقروف - پیپ است . آه اگر پر باشد !
مهندس - همان بساحل نزديك شويم .
بدویپر صندال بکنار دریا نزديك شد . کشتی نشینان بساحل برجهیدند . حقیقتاً
پانقروف خطا نکرده بود . بواقعی که دو پیپ بزرگ بود که باريسمانها بيك صندوق بسته
شده بود که آن صندوق را این دو پیپ خالی شناور ساخته بساحل انداخته و در ریگها
گور نموده است . هاربر پرسید که :
- آیا ازین معلوم نمیشود که کدام کشتی درینطرفها غرق شده و این بار از ان باشد ؟
ژه ده ئون - در ین هیچ شبهه نماند .
پالقروف - آیا درین صندوق چه خواهد بود ؟ صندوق بسته ، اسباب باز کردن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
