Machine transcription
- ( 135 ) -
بمیدان تپه منظره وسیعه برآمدند . هاربر و پانقروف برای چوب آوردن بجنگل رفتند . مهندس و مخبر بعد از کمی بجائی که نعش دوغونق افتاده بود واصل شدند . از حالا بصدها مرغان لاشه خوار بردوغونق جمع آمده جسدش را منقار کوبی داشتند . هر دو رفیق مرغا نرا بسنگها زده دور کردند . زیرا مهندس بکشیدن روغن آن امید ها میپروراند که بسی کار بکند . گوشت دو غونق مخصوص پرنسهای مالزیائی يك طعام بسیار نادری شمرده میشود . لهذا برین قرار دادند که يك پارچه آنرا بریده به تاب حواله کنند تا تجربه شود .
واقعه دیروزه دو غونق هنوز از یاد مهندس نرفته است . هر دم خود بخود میپر سد که « آیا چگونه يك جانور مدهشی دو غونق را باینصورت هلاک کرده است ؟ » سیروس سمیت سطح آب را بدقت نظر میکند . هیچ چیزی نمی بیند . در جائیکه دوغونق بود آبها بسیار نبود اما رفته رفته چقور شده میرفت . ژه ده ئون گفت :
- ازینجا چیزی معلوم نمیشود نی ؟
مهندس - نی عزیزم ، حیرانم که این واقعه عجیبه را برچه حمل کنم .
ژه ده ئون - بواقعی که زخم دو غونق بسیار عجیب است . علی الخصوص پرائیدن توپ را از زیر آب زیاده تر جالب مراقبت . چندان پنداری که يك دست پر قوتی بعد از انکه سگ را بیرون پرتاب نمود همان دست با خنجری که داشت گلوی دو غونق را بشکافت .
مهندس - همچنین معلوم میشود . اینرا بگذار ، آیا رهائی دادن من از بحر و بمغاره آوردن من چه میگوئید ! خلاصه کلام در تجویزيره يك سری حکمفرماست که دانسته نمیشود . در نخصوص در ینوقت فکرتازی و خیال بازی نکنیم بکار خود به بینیم .
سیروس سمیت اینرا هنوز ندانسته بود که آیا آبهای تالاب از کجا بدر رفت دارد. درینباره در جائیکه بودند در آب تالاب يك جریانی حس نمود . در آب يك چوبی بینداخت . جریان چوب را بردن گرفت ، دو رفیق نیز آنرا پیروی نمودند تا آنکه با چوب بمتنهای جنوبی تالاب واصل شدند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
