Machine transcription
( ۲۳ )
حاضر شد و خواست حمله بر آن
بط كفت : که باش، نیست انسان
انسان که منش بخواب دیدم
چار پای ندارد و نه دم هم
پس شیر سکون نمود و آرام
پرسید ز اسپ تند خود کام
ترسان و دوان کجا روی تو
استاده شو و ز ماجرا کو
تعظيم نمود اسپ و استاد
كفتا که مر است داد و بیداد
از دست بنی بشر که باجور
کرده است مرازبون و ناجور
آزاد بدم بدشت و صحرا
بگرفت مرا و داد غمها -
يك چيز که نام او بود زين
بر پشت منش نهاد از كين
از چرم دو تنك سخت محكم
بر بست مرا بزیر اشکم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
