Machine transcription
( ٨٤ )
طاس کباب مرغ، چای بسیار خوشگوار اشتهای گرسنگی مهمانان آلبا
تروس را بحرکت میآورد.
فریقولن نیز فراموش نشده بود. او را نیز در کمرهٔ طرف سرکشتی
فرو آورده یک کاسه شوربای گرم، و نان مذکور را در انجا حاضر یافت.
بیچاره فریقولن از گرسنگی بدرجهٔ رسیده بود که دندانهای زیرینش بشدت
بدندانهای زبرینش بهم برمیخورد. اما این لرزهٔ او تنها از گرسنگی نی
بلکه از ترس بسیار هم بود. چونکه متصل میگفت :
— وای مبادا یکطرفش بشکند ! وای مبادا بیفتد !
بعد از یکساعت پرودانت وفیل ایوانس بر سطح سفینه پدیدار شدندرو
بور هنوز معلوم نبود. تنها سکاندار در اوثاق آئینه ئی دنبال چشمان خود
را بقطب نمادوخته سفینهٔ طیار راهمیراند. وماکینیست کشتی برای نگرانی
ماکینه ها از خانه بخانه گردش میکرد. دیگر کسی پدیدار نبود.
درین اثنا آلباتروس اگرچه از میان ابرهارهایی یافته، و روی زمین
قابل رؤیت بود، ولی بسبب سرعت رفتار کشتی طیار بخوبی چیزی دیده
وشناخته نمیشد. فیل ایوانس گفت :
— عجب قوت ! عجب سرعت که اصلا باور شدنی نیست !
— ماهم باور نمیکنیم والسلام !
— به بینید يك شهر دیگر نیز معلوم میشود !
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
