Machine transcription
( ١١٦ )
دمه زایل گرديد يك شهر بسيار خوشنمایی پدیدار گردید که عمارتهای
پست پست چوبین روغنی آن خیلی دلربایی داشت ، جاده ها، و بازارهای
صاف و مستقیم ، و صیفیه ها و باغچه ها و بیشه زارها و کشتزارهای برنج آن
بخوبی دیده میشد! فیل ایوانس چون به اینطرفها سیاحت نکرده از انرو شهر
مذکور را نشناخت .
روبور در اثناییکه ارتفاع میگرفت به سیاحان نزدیکشده گفت :
— افندیان ! میدانم که شما اینشهر را نمیشناسید . لهذا بشما خبر بدهم
که این شهر ( یدو ) ست !
پرودانت جواب نداد . زیرا هر وقتیکه به پیش روی مهندس میآمد
محالی میشد که گویایی هوا مانده و حالا خفه میشود !
روبور باز گفت :
— منظره شهر یدو حقیقتاً خیلی خوش است . اما بعد از کمی که منظره
شهر (پکین) پایتخت چین را به بینید اینراهم فراموش خواهید کرد ؟
در ظرف یکساعت آبنای (قوره) را آلباتروس گذر نمود . بعد ازان
شبه جزیره قوره را دور نموده به بحر اصفر داخلشد . در ٢٤ حزیران بر
سر پایتخت چین یعنی شهر ( پکین ) واصلشد .
هر دو سیاح ما برکنار کتاره تکیه زده به خارج تماشا میکردند . و بحقیقت
که شهر زا همچنانکه روبور گفته بودیافتند . دیوارهائیکه این شهر بزرگ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
