Machine transcription
۱۳۱
کشتن ، و درودن ، و پاره پاره شدن و میده میده گشتن ، و پختن و غیر ذالك
را بدیدی در میان مغارۀ تنك و تاریكی که آنرا ( دهن ) میگویند واقع شده
در زیر آسیای ( دندان ) آرد گشتی ، و بعد از هزاران مشقت از ناودان
[ زبان ] در تنگنای پر فشار ( بلعوم ) در آمده و مانند ( مری ) وغیر ذالك
بسی برزخها و تونیلها را طی کردی . تا آنکه در درون يك کیسۀ عضو یه که
عبارت از ( معدۀ پدر ) باشد تراکم ورزیدی . و در انجا بواسطۀ مادۀ مهمه
که آنرا ( عصاره معدویه ) مینامند هضم گردیدی . پس ای انسان بیچاره
توحالا یکقدری ملاحظه کن که در اثنای این ( کیموس ) بچه درجه حرا
رت شدیدی جوشیده ، و در تحت چه گونه تضییقات و فشار ات عجیبی مانده؟
تا آنکه از انجا نیز بواسطۀ ( جدران معده ) مص گردیدی . و بعضی از
اقسامت که قابل هضم نبودند در رهگذرهای تنك و تاريك بسیار كج و پیچیکه
آنرا ( امعا ) میخوانند در آمد . و بعد از ان در میان ( کبد ) نام محفظۀ
غریبه در تحت تاثیرات موثر دو مادۀ مهمه که یکیرا ( عصارۀ صفراویه )
ودیگریرا ( عصاره تا نقراسیه ) میگویند حل و بلع گردیدی . و بعد از ان
در اثنای شهیق و زفیر نفس بجگر در آمده از تأثیر آن تصفیه شدی . و خیلی
زمانها در ( اورده ) و ( شرائین ) که رشته های حیات اند گردش نموده
( منی ) نام مایع صلبی تشکیل کردی . و از انجابواسطۀ فوران و غلیان بس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
