Machine transcription
۳۶۲
کلام حبیب ان تند نیاز علاج مرض چون شنید از طبیب
چو در ناگران مایه بود و گران نه بدقیمتش غیر روح و روان
فدای ره عشق جانان نجان نمود این تن و جان و روح و روان
ز جوش محبت بعشق خدا نمود از تن آنجان شیرین جدا
دلش را ز اسرار حق گشت فتح نثار رهش کرد آن نقد روح
گهر های روشن چو با جان خرید تنش رفت از آنکه ارزان خرید
چو عاشق بیابد ز جانان نشان دهد چون نثار خرمی نقد جان
چوبوی محبت نفس در مید بجز جان که آرد بفعلش کلید
ز عاشق چو عاشق سخن کرد گوش کجا در سرش ماند از فکر هوش
چوزین هوش عاشق برآمد برون رسد هوش معنی بدل اندرون
بدل هوش معنی چو اظهار کرد ز جان چون نبایست انکار کرد
چو دل یافت از معنی عشق جان نثارش کند چون نه روح و روان
بود جان و تن تا زمانی بجا که عاشق بود دور از وصل یار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
