Machine transcription
۲۸۴
چو خوردن نباشد فزون از جوان زبسیار غمها بیابی امان
نه از بهر خوردن کنی اشتیاق ز اسباب نانت نباشد وفاق
شود وقت ضایع نه از خوردنش نه غم بهر آوردن و بردنش
خوری نان خشک ار تو یک لقمه نه بیکار ماند دمت لحظه
ندانی که دم گوهری بی بهاست ز کف رایگان دادن او خطاست
ز هر کار فارغ چو باشد دمت ز دل کینه کن کند صدمت
تو قدر نفس را چو نشناختی همه نعمتیم از آن باختی
حکایت
شنیدم که سقطی بصیر بجرجان بیاورد در سیر طیر
علی با بجرجان ملاقات کرد از آن حاصل اسرار و رایات کرد
بخوردن بیاور آن نیکخو محقر قلیلی کمی پست جو
بنینداخت قدری درون دهان بزودی گذشتند او را روان
نخورد آب و خشکش فرو برد پس ز آبی نیاورد بر آن ہوس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
