Machine transcription
۲۶۱
فداجسم و جانم بر آن بوریا که بروی رسول مبین دانجا
غرض چون عمر الله اولیا بتن دید آن نقش از بوریا
به گریان درآمد بسے زار را زدرد والم گشت بر وی فکار
بپرسید آنسید انس و جان عمر را که ای متقی جهان
از گریه بسی زار و بی تاب شد جگر خون ہمہ شیخ و ہم شاب شد
بفرما که این گریه ات از چه روت نماین گریه کردن ترا رسم و خوت
بگفتا که ای شاہِ دنیا و دین فدایت سرم باد و جان حزین
تو شاہی و این خلق عالم ترست زبہر تو این خلق از مرحب شماست
به لولاک حق چون ترا برگزید به مثل تو ایت دهر مثلی ندید
وجود تو مقصود در کون بود زبہر تو حق خلق عالم نمود
چو دیدم تن نقشست از بوریا دلم رفت از نا امیدی زجا
زکسری و قیصر نگفتار دی کہ دورند از صدق و کین و فصور
نعیم جهان از معاش فزون مہیا بایشان ز دنیای دون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
