BrowseMakhzan al-muttaqīn → page 237

Page 237

Makhzan al-muttaqīn · pages 1–394


Page image — the source of record

Scanned page 237 of Makhzan al-muttaqīn

Machine transcription

۲۲۵ یکی زان جهادش بیان آورم ترا سر او در میان آورم بخواهش ازو خواست نفس خراب بخواری و زحمت زیجرعه آب بریدش ز آب و ندادش امان که یکسال بگذشت اندرمیان بپرسید کس کای شه اولیا بگفت چه حالت زروی تقا بگفتا که کردم بسی زهد پیش ندیدم ازین نفس رفتار کیش چو آبش ندادم بیک سال من کنون در ره حق روانشد بتن چنین است احوال پاکان دین که دارند از دل بمولی الیقین بیاد خدا نفس سرکش کشند نفس درگذارند و ترکش کنند تو هم گرگذشتی زنفس لعین یقینا شوی با خدایت قرین زما وزایشان جدائی بسی است زایشان نفس کشته ورما بز حکایت قرة عینه فیما لایزول ونزهته فیما لایفنی روشنی چشم او در چیزیست که زوال نیابد و نزهت او در چیزیست که ندارد بقا بود چشم او روشن از بحر کمال بچیزیکه باشد نه او را زوال کند زهد در انچه او در جهان ندارد در اینجا بقای عیان حکایت بیست و هفتم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Makhzan al-muttaqīn, page 237. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0243/237 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0243/237
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record