Machine transcription
۳۳
باین بوی عرق ناک ارخرامی سوی گلشنها زخسرت برسر خود ریزد اتش کل بدامنا
رسن دیوانگانت خاک بر سر میکند از غم بسان سرمه ما یا بست خاکستر بگلخنها
کجا پروای تیر آه آن ابرو کمان دارد که حفظش را بر از حلقه خط است جوشنها
کسی واقف نشد از آه و فریاد دل چاکم بزیرا کوبا ناله ما داشت شیونها
رخت از پرده تا ای آفتاب حسن بیرون شد برد چون ذره از شوق جمالت چشم روزنها
بمقصد سر برید نازی تا آستین بالا زشمشیر محبت نداست قبا بکردنها
بنزمی سخت روچون تن ده پیرناک میگرد که باشد صورت آئینہ و شمشیر را بنها
ندارم چشم امید ز طبع پر خلعت دونان که جسم ماست وقف حبیب پوشنها جو سوزنها
غنی از پهلوی چرب این چنین بخویش میبا که شمع این جعدہ نا دار و ز رو غنها
سواد خال مشکین اش را خط گرفت اخر بلی باشد هجوم مور طرزی برق خرمنها
برد وشن بیدل
بسان اشک کردم هر قدر سعی و دویدنها شدم آب عاقبت از شرم مطلب نا رسیدنها
بصحرای جنون وحشت سراغ ما چه میپرس که از خود رفتم را جستجو دارد رسیدنها
درخت آرزو کن قطع تا بار آرزو آرد دید پر بیشتر در باغ تاک از سر بریدنها
نگردید از تکاپو مدعا صیدم درین واد کشیدم بادا مان قناعت از دویدنها
باین مستی چون نگ کل مد طول امل مردم بحال ما ز حیرت غنچه دارد لب گزیدنها
بیا د عارضت جاهایی دل رنگ فغان دارد رسیدنها بطید نها پریدنها کشیدنها
ندانم بیقرار تیغ بیداد کیم یا رب که در پرواز می آرد بپرم طپیدنها
نباشم اینقدر پر بی جگر در اشک با دید که دل داریم جای اشک ار مژگان چکیدنها
ز صید مدعا طرزی گذر در وادی امکان که مطلب نارسیدنهاست مطلب در رسیدنها
بر طبق بیدل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
