Machine transcription
۱۰۳
(۷) لَويه دوُه گوُتِوُ پْشَوَل | آفتابرا بدوانگشت پنهان نمودن (کنایه از پنهان نمودن حق صریح و آشکار است)
(۸) گوُڅَِ قَد سَرَ وَتَل | با هم بکوچه برآمدن (کنایه از کمال رسوائی است)
(۹) پَرسر لاس تِيرَوَل | دست برسر تیر کردن (کنایه از رحمت و شفقت است)
(۱۰) دَزڑه وِينى خوړل | خون دل خوردن (کنایه از زحمت بسیار است)
(۱۱) اوُر پَه خُولَه وَړل | آتش بدنان بردن (کنایه از تعجیل نمودن است)
(۱۲) تشي شلَو مِيْے شاړَكَل | دوغ خالی را حرکت دادن (کنایه از کوشش بیجا)
(۱۳) اوُبَه غَلَبِيلَوَل | آب غربال کردن (کنایه از گذاره نمودن و شب تیر کردن)
(۱۴) توچاپَہ لاندي سا اَچَوَل | زیر بکاره نفس زدن (کنایه از دم غنیمت شمردن است)
(۱۵) خپله چاړَه پَه اوُبوُكى ليْدَل | کارد خود را در آب دیدن (کنایه از دیدن هلاک خود)
(۱۶) لوُتَه پَه اوبوُکی اَچَوَل | کلوخ را در آب افگندن (کنایه از کار بی اساس و از سر تیر کردن)
(۱۷) پَه مُرداروُ اوبوُكى دريْدَل | در آب مردار استادن (کنایه از محض نزاع نمودن است)
(۱۸) اوُبَه خَرَوَل | آب را گل آلود کردن (کنایه از بهانه جوئی)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
