Machine transcription
صحیفه ٤٠٦ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
کشتی ما آهسته آهسته در میان این شهرستان حسن و جمال رفته رفته در پیش زینه که بر آمدن بر ان لازم بود توقف نمود .
سعید بیگ گفت :
— سیاحت نهری ما تا بدینجا ختام یافت ازینجا باید برآمده یکقدری در خشکه هم قدم بزنیم .
حضرت بدر — بسیار مناسب است زیرا وقت نماز عصر هم رسیده يك نماز هم اگر ادا بکنیم بد نخواهد بود .
سعید بیگ — های های افندم . بسیار خوب میشود.
از قایق بر آمدیم . اجرت و بخشش وافری قایقچی را داده بر زمین های سبز و خرم پرگل و ریاحین موقع مذکور بره پیمایی آغاز نمودیم . خواه بر سرك و خواه در زمینهای هموار کنار نهر بسی عرابه های قوپه ، و فیتن ، ولاندو های بزرگ ، وغیره که پر از اجسام لطیفه اوروپی منش و ترکی روش بودند موجود بود . عرابه چشی خودماز بور آغا را نیز دیدیم که عرابه قوپه خود را در کنار سرك بزیر سایه یکدو درخت بیدی ایستاده کرده و بکمال عظمت بر موقع خود نشسته بود .
این عرابه ها همه از سمتهای بیگ اوغلی و غلطه و شیشلی و سائره برای تماشای کاغذ خانه آمده بودند . چون وقت نماز عصر خیلی تنگ بود شالکنی روی پایی را که در عرابه ما موجود بود از عرابه گرفته در يك گوشه گسترانیده نماز عصر را بجماعت ادا و در عرابه خود نشسته بسوی شیشلی ره پیما گردیدیم .
در اثنای راه سعید بیگ پرسید که :
— انشاء الله از سیاحت امروزی چیزی تکلیفی بر حضرت سردار پیش نیامده باشد ؟
حضرت بدر — نی نی ، بالعکس بسیار محظوظ و مسرور هستم اولا بزیارت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
