Machine transcription
صحیفه ۳۹۸ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
بنابر معاهده ئی که یزید با قیصر نموده بود قبر مشارالیه تا بسیار وقتها معین و معلوم بود حتی یك قبهٔ سفیدی نیز بر آن ساخته شده بود ولی بمرور ایام از آن اثری نمانده در وقت فاتح سراسر ناپدید شده بود .
حضرت شیخ بمراقبه محل قبر شریف را تعیین کرده در همین جا بهمراه حضرت فاتح بیامد، و بر عصای مبارك تکیه کرده و لحظهٔ باستغراق فرو رفته فرمودند که « همین جا که بیخ عصای من بر آن نهاده شده قبر شریف است . » و بعد از آن دو شاخ چنار را کنده یکی را بطرف سر قبر و یکی را بسوی پای قبر خلانیده موضع قبر شریف را تعیین فرمودند.
حضرت سلطان محمد فاتح برای آنکه شبههاش سراسر زایل شود بيك تجربهٔ تشبث ورزید : چنانچه بعد از انکه بهمراه شیخ عودت نمودند در شب سلحدار آقای خود را طلبیده گفت :
ــ که این انگشترتی مرا برداشته در انجا برو و در همانجایی که حضرت شیخ نوك عصای خود را نهاده بود همین انگشتری را دفن نما و شاخهای چنار را از انجا برداشته بقدر بیست قدم دورتر بطرف قبله بخلان .
سلحدار آغا این امر شاهانه را بجا آورد . فردا حضرت فاتح بجهت حضرت شیخ بمحل مذکور برفتند و ذات شاهانه رجا کرد که یکبار دیگر باز حضرت شیخ مراقبه کرده موضع قبر را بخوبی کشف فرمایند ، حضرت شیخ باز مراقبه فرمودند و بر همانجای اولی نوك عصا را گذاشته فرمودند که :
ـ موضع قبر همین جاست شاخهای چناریكه من درینجا خلانیده بودم بدیگر جا رفته است .
بعد از آن اوهام و شكوك از قلب فاتح سراسر زایل شده امر بکندن آنجا نمودند . بعد از کنده شدن زمین مذکور در اول امر بعضی خشت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
