Machine transcription
صحیفه ٣٩٦ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
آیا اردوئیکه بایزید آمده بودند هیچ يك نتیجه از محاصره حاصل نکردند.
فرمودند – این اردوی عساکر اسلام در راه بسی بلاد را فتح کرده
در استانبول رسیدند و شهر را محاصره کردند . مدت دوسال متمادیاً بر
محاربه دوام ورزیده قلعه بندان را در زیر تضییق و فشار در آوردند .
حضرت ابوایوب انصاری رضی الله عنه چون بسیار پیر و ناتوان شده
بودند وجود مبارك شانرا این متاعب سفریه و حربیه زیاده تر ناتوان
ساخته به بستر بیماری موت در افتادند . قبل از وفات شان بیکروز یزید
را که سردار اردوی مسلمین بود با دیگر اکابر مجاهدین به نزد خود دعوت
کرده و در فضایل جهاد بسی احادیث منیفه بر آنها خوانده گفت :
– « بسبب ضعف پیری محققست که فردا ارتحال داربقا نمایم . لهذا
یگانه وصیت من بشما همینست که بعد از وفاتم جسد مرا در وقتیکه با دشمن
حرب بکنید تا بهر جائیکه صفوف اسلام در انجا برسد و از انجا پیشتر رفتن شان
ممکن نشود همانجا دفن نمائید. و بعد از انکه در انجا مرا مدفون ساختید خاك
مزار مرا در زیر سمهای اسپهای خود تان پامال و ناپدید ساخته هیچ اثر
ظاهری از ان نگذارید . تا که از طرف اعدا جسدم اخراج نشود.
اگرچه محقق میدانم که بشرف (نعم الجیش) مشرف نشدم ولی آرزو
دارم که در زیر پاهای اسپهای آن جیش مانده نائل اجر وثواب شوم .»
بعد ازین وصیت روح پر فتوح شان بعالم علیین پرواز نمود . همه
عسکر اسلام از وفات مشار الیه سوزان و گریان شدند. بعد ازان به اتفاق
آراء مجاهدین اسلام از طرف امير الجیش یزید برای (تکفور) قیصر
روم این نامه آتی نوشته شده ارسال گردید :
– « از اصحاب کرام پیغمبر ما و من جهة الاسلام از قدمای اهل توحید
يك ذات مقدسی در اردوی ما وفات یافت. بنابر وصیت خود او نعش مبارکشرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
