Machine transcription
صحيفه ٣٦٥ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
يك دالان طولانی دیده میشد که دیوار طرف بازار آن سراسر از بلور
های با صفای در چوکات گرفته شده کی ، و سقف آن نیز با هم چنان بلور
های چوکات گرفته شده کی مستور و مسقوف بود .
از يك زينه ئيکه از سرك پیاده رو جاده بر آن بالا میشد بقدر پنج
شش قدمه بالا برآمده داخل گلخانه شدیم که بواقعی هم گلخانه و هم پریخانه بود!
این دالان گلخانه تقریباً بقدر صد و پنجاه قدم طول و شصت قدم عرض
يك مستطیل الشکل دالانی بود که از هر هر طرف با دیوارهای آئینه داری
مستور ، و سقف آن نیز بايك سقف آئینه دار ماهی پشتی پوشیده شده
بود، سقف بر عمودهای تل مانند آهنین برداشته شده بود که این عمود
های آهنین با رنگ چوکاتهای آئینه های دیوارها و سقف همرنگ بود .
زمین دالان با سنگچلهای سیاه و سفید به ترتیبها و اشکال مختلفه هندسی
فرش و چیده شده بود . هر هر طرف این دالان با گلدانیهای بزرگ
و كوچك بسيار با لطافت که در آن گلهای باطراوت طبیعی عجیبه بوذترین
یافته بود . علی الخصوص گلدانیهای ظریفی بود که گلها و سبزه های صنف
عشق پیچان در آنها کاشته ، و بر سر عمودها برطاقهای مخصوصی گذاشته
شده سرتاپای عمود را با برگها و گلهای ظریف خود از بالا روبه پایان
پیچانیده بودند . در هر عمود يك يك قفس بسیار ظریف و لطیفی که
در آن يکیک بلبل ويا يكيك قناریه موجود بود آویخته شده بود .
باهزارها چراغهای لامپ این دالان مانند روز روشن ،منور بود.
در آخر دالان این گلخانه يك (مرسح) یعنی جائیکه بازیگران تپاتر یعنی
آتکی دران بازی کنند موجود بود که پرده بسیار خوش نقش و نگار بزرگ
آن آویزان بود. و از دو طرف با شاخهای سبز درخت دفنه و گلها و چرا
غهای کاغذی رنگه و بیرقها تزئین یافته بود . در وسط بلکه قریبتر به
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
