Machine transcription
صحیفه ۳۵۳ سیاحتنامهٔ سه قطعه روی زمین جلد دوم
ما نیز با مهماندار و تشریفاتی و یاور خود بسوی دروازه مابین همایون روان شدیم . از دروازه جامع تا بدروازه مابین بیشتر از صد قدم نبود . رهبرهای ما . ما را در قصر بسیار عالی (مابین همایون) در سرای شوکت احتوای (ییلدیز) در اوتاق بسیار آراسته و پیراسته که در طبقه دوم ، مخصوص (غازی عثمان) پاشا بود داخل نمودند او تاق خالی بود ، بقدر نجدیقه بعد غازی مشار الیه تشریف آوردند بسیار نورانی و بشوش بودند . اونیفورمه رسمی خودشانرا کشیده بودند . يك دریشیی ساده عسکری دربرداشتند که از اوپولیت شان رتبه مشیرتی شان هویدا بود . میانه بالقوى البنیه ريش سفيديك ذاتی بود . علامه زخم کلوله پروروه ر قوماندان روسی را که در محاربه (پلونه) برداشته بودند کمی بر جبین شان پدیدار بود .
به بسیار بشاشت با حضرت پدر پیش آمدند ، و بعد از مراسم خوش آمدی سلام و التفات شاهانه را تبلیغ فرموده: « بفرمائید طعام حاضر است » گفته بر پا خواستند .
از دروازه دوم اوتاق به دالان كوچك و بسیار مزین طعام داخل شدیم . در دالان حاجی علی بیگ ، و دوسه ذوات دیگر موجود بودند . سفره بسیار با صفا و پر زینت آلاتر که در وسط دالان موضوع شده بود . مجمعیت بر اطراف سفره نشستیم . هريك از ذوات مشار اليه جدا جداكلمات ناطیفانه ، وسخنان مهماننوازانه صرف میکردند .
در اثنای طعام همه مصاحبه و مکالمه بر امورات عسکریه منحصر بود و وذات دیگر نیز از صنف عسکریه بودند . کلمه سردارچون به اصطلاح زبان عثمانی از بزرگترین رتبه های عسکریه شمرده میشود ، حضرت پدر را از الصنف شمرده یکی از ذوات مشار الیهم پرسید :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
