Machine transcription
صحيفه ٢٥٦ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
شدیم. او از احوال خودشان و من یکقدری از احوال خودمان سخن رانده بنا بر رجای او با هم نشستیم و يك دو پیاله که حاضر کرده بود با هم نوشیدیم.
گفتم ـ آیا جناب مادام ها و مادموازل صحت دارند؟
گفت ـ بسیار شکر همه شان جور است. حتی مادام ماری در هر وقت شما را یاد آوری میکند.
گفتم ـ نزاکت و شفقت شانست تشکر میکنم. انشاءالله مخصوصاً يك روز بزیارت شان شرفیابی حاصل خواهم کرد.
والحاصل بقدر نیمساعت با موسیو دیمتری صحبت کرده، و يك دوسه پاره اسبابی از دکانش خریده از دکان بر آمدم، و در عرابه نشسته عرابه جی را برفتن سمت استانبول امر کردم که از راه (امین اوکنی) و (سرکه جی) ، و (ایاصوفیه) و جادۀ کبیر (دیوان یولی) به (چنبرلی طاش) برود. عرابه جی (سمعاً و طاعته) گفته بظرف پانزده دقیقه بازار گرم غلطه را ترك، و (کوپری) یعنی جسر حسینتراز پری را بسرعت در گذشته از راهیکه به او اشارت داده شده بود. به (چنبرلی طاش) تام موضع استانبول واصل گردید. از عرابه برآمده عرابه جی را به توقف در همانجا امر نمودم. در کوچه که بدست چپ در بازار داخل میشد درآمده در یکی از عمارتهای آنجا در آمدم، و بر طبقه سوم عمارت مذکور دروازۀ اوتاق نمبر (٣٧) را سه بار آهسته با سر چوب دست خود زده بعد از آنکه جواب (بفرمائید!) را از درون اوتاق گرفتم پیچ دروازه را تاب داده داخل اوتاق شدم:
صادق بقرار عادت مستمرئی خود بکتابت مشغول بود. يك فریادی بر آورده و قلم و کاغذ را بیکسو افگنده بيك سرور فوق العادۀ مرا استقبال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
