Machine transcription
صحيفه ٢٤٩ سياحتنامه سه قطعه روی زمين جلد دوم
پاشا بيك نظر تعجب و استغرابی بمن نظر کرده گفت :
اگر خود شما نمیگفتيد ، من چنان میپنداشتم که جناب بیگ از مردمان ممالک ترکیا خواهد بود . زيرا زبان ترکی او هیچ فرقی از مردم استانبول ندارد . و ضع و هیئتش نیز همچنین نشان میدهد که از مردمان استانبول باشد . بیکار بودن او بهیچ صورت جائز دیده نمیشود . بهمه حال میباید که در دوایر دولت مأمور شود، تا دولت ازو و او از دولت مستفید شود.
حضرت پدر – دولت اگر اورا بهمین خدمت ترجمانی و خدمتگذاری خود من گذاشته اکتفا ورزد موجب افزونی ممنونیت و شکرگذاری من خواهد بود، ولی رجای من اینست که بيك رتبه دولتی سرفراز شود .
پاشا – بسیار خوب من امروز در باب رتبه ثالثه برای او انها میکنم، وانشا الله ترقی خواهند کرد اگر چه رتبه عالیتر را حق دار دولی تدریج را بهتر میدانم.
والحاصل به بسیار فرحت و ممنونیت از حضور صدارتپناهی و داع کرده با مهماندار خود سعید بیگ به مهمانخانه شاهی آمدیم .
وقتیکه از شام شریف میبرآمدیم برای احتیاط مصارف سفريه خودمان مبلغ یکصد لیره در بنک عثمانی داده بودیم که در استانبول بگیریم . و چون در جیب ما چیزی باقی نمانده بود کیفیت را بحضرت پدر عرض کرده برای گرفتن مبلغ مذکور به امرشان در عرابه نشسته عرابه چی را بسوی بنک عثمانی اشارت دادم . عرابه چی گفت :
از راه بالا تشریف میبرید یا از پایان ؟
گفتم – از راه بالا ئی تقسیم و بیگ اوغلی .
عرابه چی اسبها را قمچین کرده دو اسپ کرنگ یکرنگ قشنگ ارابه قوپه زرنگ خوشرنگ را مانند باد صرصر کشیدن گرفت . بظرف ده دقیقه جاده نظافت و طراوت پاش بیدرنگ (نشانطاش) را در نوردید.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
