Machine transcription
جلد پنجم
۳۷
کتاب الاقرار
بخاتمه لومه الحلقة والفص بمنزلة بيغ النصل الموز للباب من حلى لم نعبد و المذكور هندی
و اگر کسی اقرار کند پای دیگری با انگشتری لازم میشود بروی حلقه و نگین آن و کسی که اقرار کرد برای
دیگری بشمشیری پس مرا کسی را که اقرار برایش شده است تیغ و غلاف و کمرون بند آن
و کسی که اقرار کرد برای کسی بچه رکشی پس مرا نکی که اقرار برایش شده است چه در پوش رستم
ولو قال هذا السيف لفلان الاحليته فانها لي وهذا الخاتم لفلان الافصه فانه لي وهذا الحلقة
لفلان الافصها فانه لي لم يصدق كذا في المبسوط (عالمكيري)
اگر شخصی گفت که این شمشیر مر فلانراست مگر زیور آن که آن مراست و یا این انگشتر
مرفلانراست مگر نگین آن که آن مراست یا این حلقه مر فلانراست مگر نگین آن که مراست
راستگوی کرده نمیشود همچنین در کر کرده شده است در کتاب مبسوط و فی المنتقى اذا قال
لغيره هذا الخاتم لي وفصه لك وهذا المنطقة لي وحليتها لك وهذا السيف الحيليته
وهذه الجبة لي وبطانتها لك وقال المقرله الكل لي فالقول لما قوبه المقر فينزع الايتى
ينظران لم يكن في نزع المقربه ضرر للمقربه عمر المقر بالنزع والدفع الى المقر له
وان كان في النزع ضرر واجب المقران يعطيه قيمة ما اقر به فله ذلك وهذا كله
قول ابي حنيفة وابي يوسف رحمها الله تعالى كذا في الذخيرة ( عالمكيرى )
و در کتاب منتفی مذکور است که اگر شخصی گفت دیگر برا که این انگشتر مراست و نگین آن
مرتر است و این کمربند مراست و زیور آن مرتر است و این شمشیر مراست و زیور آن مر
تراست و این قبا مراست و استر آن مرتر است و آنکسی که قرار برایش شده گفت که همین
چیز با مراست پس معتبر آن قول است که اقرار کننده بآن اقرار کرده است و بعد از ان دیده شود کرا
در کشیدن انچیزیکه اقرار بآن کرده شده است ضرر نبود برای اقرار کننده امر کرده شود اقرار کننده را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
