Machine transcription
جلد پنجم
سال ۳
کتاب الاقرار
علی فلان بن فلان ولم یسم که هو صح قرارة فی براءة الغریم ولو قال بعد ذلک انما قبضت
ما ئة درهم وقال الغریم کان لفلان علی الف درهم وقد قبضها الوصی بتمامها فان کان
الدین واجبا بادا ئه المیت واقرالوصی ذلک باستيفاء جميع ما علیه ثم قال هو مائة
مفصولا عن اقراره ثم اقرالغریم بعد ذلک ان الدین الذی کان علیه الف درهم
وقد استوفی منه الف درهم فالغریم یبرئ عن الالف حتی لم یکن للوصی ان یتبع بشیء
والقول قول الوصی مع یمینه انه قبض مائة ولا يصدق الغریم علی الوصی حتی لا یضمن تسعمائة
للوارث ببينة فان اقامت البينة علی ذلک علی الغریم کان الف درهم بان قام الوارث البينة انه قبض الیت
کان الغریم بریئا عن جمیع الالف حتى لم یکن للوصی ان یتبع لغریم بتسعمائة ویضمن لوصی
تسعمائة للورثة هذا اذ اقرالغریم اولا ان الدین الف درهم ثم اقر الوصی انه استوفی جميع ما عليه
ثم قال هو مائة مفصولا عن اقراره یکون الغریم بریئا عن جميع الالف واقرار الوصی لا یضمن الوصی
تسعمائة للورثة بالجحود هكذا في المحيط (عالمگیری)
گفته است امام محمد رح در کتاب مبسوط که اگر اقرار کرد وصی مرده که تحقیق گرفتم من مال آن مرده را که بر فلان
ابن فلان بود وذکر نکرد که چه قدر مال است صحیح میشود اقرار وی درباره خلاصی دین دار واگر بعد ازان گفت
که گرفته ام از او صد درم را و دین دار گفت که بود فلان مرده را بر من هزار درم و وصی قبض کرد همه آنرا دیده اند
پس اگر آن دین واجب بود بدین دادن آن مرده و حال آنکه وصی دلول اقرار کرده بود بگرفتن همه انچیز که
بر فلان است بعد ازان جدا از اقرار خود گفت که آن گرفته شده صد درم است بعد ازان دین دار اقرار کرد
که بدرستی دینیکه بر من بود هزار درم بود و تحقیق گرفته از من هزار درم را پس درینصورت دین دار خلاص است
از هزار درم تا اینکه پس نمیرسد وصی را که بگیرد از وی هزار را و معتبر قول وصی است با سوگندش درینکه
گرفته ام صد درم را در انستگوی کرده نمیشود دین دار بر وصی پس وصی تاوان ده نمیشود نهصد درم را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
