Machine transcription
جلد پنجم
۲۴۲
کتاب الاقرار
الظهر اولاً جاء رأس الشهر فانت طالق ثنتين ثم اقرت بالرق في حبل الشرط طلقت ثنتين
وملك الزوج رجعتها وكذلك لو جعل امرها بیدها فی تطليقها او بید اجنبی اقرت بالرق الدر المختار لعيلم
و اگر شخصی گفت بزن خود را که اگر در آمدی در سرای با اگر سخن کردی به فلان یا اگر ادا کردی نماز
پیشین را یا اگر آمد سرماه پس تو طلاق باشی بد و طلاق بعد ازان آنزن اقرار کرد بکنیزی برای
کسی و بعد ازان موجود شد آن شرط که در آمدن در سرای با سخن کردن با فلان یا ادا کردن نماز پیشین
یا آمدن سرماه است طلاق میشود آنزن بد و طلاق و مالک میشود شوهر او رجوع کردن را بر او و همچنین
مالک میشود رجوع کردن را اگر شوهر او گردانید اختیار طلاق او را بدست خود او و یا بدست مرد بیگانه
بعد ازان اقرار کرد آنزن بکنیزی و آنزن خود را طلاق یا آن بیگانه او را طلاق کرد همچنین ذکر کرده شده است
در کتاب تحریر شرح جامع لو علق طلاقها ثنتين بفعلها فاقرت بالرق ثم فعلت ذلك طلقت
ثنتين ولم تحرم عليه ولو كان علق بفعل نفسه ففعل بعد، اقرت بالرق حرمت عليها
قال
في الكتاب سواء كان فعلا لديك ولا بد له من مثل كلام الاب في صلوة الظهر وما اشبه ذلك كذا
في المحيط (عالمگيري) و اگر شوهر معلق کرد دو طلاق آنزن را بفعل آنزن بعد از آن اقرار کرد آنزن
به کنیزی خود برای کسی و بعد ازان اقرار آن فعل را کرد طلاق میشود بدو طلاق و حرام
نمیشود بر شوهر و اگر معلق کرد طلاق آنزن را بفعل خود و آن فعل را کرد بعد از اقرار کردن زن بکنیزی خود
حرام میشود آنزن بروی گفته است امام محمد رح در کتاب مبسوط که برا برست که او را خلاصی و چاره
باشد ازان فعل یا نباشد مانند سخن کردن با پدر و ادا کردن نماز پیشین و مانند اینها همچنین ذکر کرده
شده است در کتاب محيط في المنتقى عبده قال لرجل انا ابز ابنك وهذا اخي امتك الآن
في ملكك لو خرجنها ولدت الاحرار القول قوله ولا يكون عبداله كذا في المحيط (عالمكيريه)
و در کتاب منتقی آورده است که غلامی گفت مردیرا که من پسر کنیز توام و این ما در من کنیز تست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
