Machine transcription
جلد دهم
۲۲۰
کتاب الاقرار
ولا عن قبل شي من الجراحه فاقرار كانه لاش يتناول ذلك كله (مبسوط سرخسی)
و اگر شخصی اقرار کرد که بدستی مرا بذمه فلان مدعایی نیست پس دعوی کرد برآن فلان دزدی را که بریکند
دست او را لازم میگردد پس آنشخص بر دعوای خود ثابت است و اگر اقرار کرد که مرا بر ذمه فلان خونی است
پس درینصورت او را نمیرسد که دعوای خون خطا یا خون بعتمد را برا و کند و مزاوراست که دعوای غیر نفس را
کند زیرا که خون در عرف اهل عرب خاص عبارت از نفس است و از نا بودن نفس نا بودن غیر نفس لازم است
و اگر اقرار کرد که مرا بر ذمه فلان تاوان جنایتی نیست نمیرسد او را که دعوی کند دیت جنایت خطارا
و نه سلمی را از خون بعتمد و نه از جهت ضامنی بدیت نفس و نه از جهت چیزی از زخمها پس اقرار او مانع
تاوان جنایت همه اینها را شامل میشود ولو قال الطالب قد برأت من ديني على فلان وهو في حلال
مالي عليه كانت هذا براءة لا للمطلوب وكذلك لو قال وهبته الذي لي عليه من مالي
فهو برى من ذلك فان كان حاضرا فقال لا اقبل الهبة او غاباً فبلغه فقال لا اقبل
فلما لي عليه وان مات قبل ان يرد فهو بري كذا في الحاوي (عالمكیری) واگر طلب کننده حق گفت
که ابراء کردم از دین من که بر فلان است و یا گفت که فلان در حل و خلاصی است از آنچیزیکه مرا بر اوست
اینقول او ابراء میشود برای دین دار او و همچنین اگر گفت که بخشیدم آن چیز ترا که مرا براوست از ماست
من پس آن دین دار او خلاص است از ان مال و اگر آن دین دار حاضر بود و گفت که قبول نمیکنم
بخشش را یا غائب بود و خبر باو رسید و گفت که قبول نمیکنم پس آنمال باقی میماند دین بر ذمه او
و اگر دین دار مُرد پیش از آنکه رد کند ابراء را پس او خلاص است از ان دین همچنین ذکر شده است در همان
واذا اقر الطالب ان فلانا قد بري الي مالي عليه فهذا اقرار بالقبض (مبسوط سرخسی)
و اگر طلب کننده دین اقرار کرد که بدستی فلان بتحقیق خلاص شد و بسوی من از انچیزیکه مرا برا و است
پس اینقول او اقرار است بقبض دین او و لو اقرانه لا حق له قبل فلان ثم ادعى قبله حادثا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
