Machine transcription
جلد پنجم
۱۱
كتاب الاقرار
گفت كه نه فروخته ام بر تو لازم میشود بر فروشنده آن بیع بآنچیز یكه مسمی كرده زیرا كه فروشنده
انكار كرده از فروختن پس از تمام شدن آن و بعد از تمام شدن عقد انكار كردن یكی از متعاقدین
ضرر نمیرساند بصحت آن پس اگر خرینده گفت كه نخریده ام و راستگوی كرد او را
فروشنده و گفت كه آری نخریده بعد ازان گفت كه نه چنین است بلكه خریده ام ثابت نمیشود
آنخریدن اگر چه او شاهدان بگذراند بانخریدن زیرا كه فسخ عقد بانكار عاقدین در هرجائی
كه اقرار باطل میشود برد كردن آن كسیكه اقرار برایش شده واگر اقرار كننده آن اقرار
خود را باز گردانید و الشخصیكه اقرار برایش كرده شده راستگوی كرد او را درینصورت مرابحها
میرسد كه آنرا بگیرد بسبب اقرار او و این حكم استحسان است همچنین ذكر شده است در كفایه
فی یدۀ عبد فقال لرجل هو عبدك فرده المقر له ثم قال بل هو عبدی وقال المقر هو عبدك
فقول لذی الید المقر و لو قال ذو الید لاخر هو عبدك فقال لا بل هو عبدك ثم قال الاخر بل هو
عبدك و برهن لا یقبل (حموی) در دست شخصی غلامی بود و گفت مر مرد یرا كه این غلام
در دست من است غلام تست پس آن مرد رد كرد اقرار او را و بعد از ان گفت كه اری غلام
من است و اقرار كننده گفت كه این غلام از من است پس آن غلام از ذو الید اقرار كننده است
و اگر ذو الید مردیگر یرا گفت كه این غلام كه در دست من است غلام تست و او گفت كه
از من نیست بلكه غلام تست و بعد از ان آن دیگر مرد گفت كه بلكه آن غلام از من است
و شاهدان گذرانید باین قول خود قبول نمیشود شاهدان او واذا اقر الحر البالغ العاقل
اليقظان طائعا لمجر لمنع اقرارة اعلان الاقرار ملزم و هو حجة قاصرة لهداية و د مختار
حتی لو اقر مجهول الاصل بالرق لرجل جاز ذلك على نفسه وماله ولم يصدق على اولاده
[ILL] بخلاف البينة فانها تصير حجة بالقضاء (نتائج الافكار)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
