Machine transcription
جلد نهم
۹۵
كتاب الاقرار
الآخر نصفين ولا يبطل حق الغريم الاخر بما قال الغريم الأول (مبسوط)
و اگر شخصی مریض شد و در دست وی هزار درم بود و بنود یودی ویمی در حالت تندرستی او دارام
کرد بدین هزار درم بعد از ان اقرار کرد که آن هزار درم که در دست من است ودیعت است مر فلانرا
بعد از ان اقرار کرد بدین هزار درم بعد از ان مرد تقسیم کرده میشود همین هزار درم میان آن کس.
بسه حصه و اگر گفت صاحب دین اول که طریق حقی نزد آن مرده نیست یا گفت که ابراء کرده ام
برای وی از دین خود درین صورت آن هزار درم میان صاحب ودیعت وصاحب دین دوم
دو نصف میشود و باطل نمیشود حق صاحب دین دوم بآنچه صاحب دین اول گفته واذا اقرالمريض
بدين الف درهم ثم اقر بمضاربة الف درهم لرجل آخر بعينها ثم اقربوديعة الف درهم
بغير عينها لرجل آخر ثم مات ولم يترك الا الف درهم فان هذا
الالف تقسم بينهم بالحصص كذا في المحيط (عالمكيري) و اگر اقرار کرد مریض بدین هزار درم بعد ازان
اقرار کرد بمضاربت هزار درم معین برای مرد دیگری بعد از ان اقرار کرد بودیعت هزار درم
غیر معلوم برای مرد دیگر بعد از ان مرده ترک نگذاشت مگر ان هزار درم را پس بدرستیکه آن
هزار درم تقسیم کرده میشود در میان ایشان بسه حصه همچنین ذکر کرده شده است در کتاب محیط
واذا أقر المريض ان على بمدينا لفلان وفي يده دارلابيه وعلى المريض
دين معروف فى الصحة فان دينه الذى فى الصحة اولى فان فضل شئ
كان فى دين ابيه ولو كان اقربذلك فى صحتہ بعد موت ابیہ کان دین ابیه
اولى كان غرماء الابن كذا في المخاز (عالمگيري) واگرا قرار کرد مریضی که بدرستی بر ذمن دین است
مر فلان را و حال آنکه در دست وی سرای از پدرش بود و بران مریض اقرار کننده
دین معلوم بود در حالت تندرستی او پس بدرستی آن دین وی که در حالت تندرستی او بروی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
