Machine transcription
٨٤
دالان نانخوری که در ان بودیم میآمد . این دالان مگر يك کتابخانه بود .
در میان الماریهای بسیار بزرگ و مصنع که از چوب آبنوس سیاه طلا کار ساخته
شده بود در پشت آئینه های بزرگ بهزارها کتابهای بسیار خوش جلدی گذاشته
شده بود . این الماریها چار اطراف دیوارهای دالانرا احاطه داشته بود که در پیش
روی آنها نیز کناپه های دراز روی چرمی گذاشته بود و در مابین الماری و کناپه نیز
میزهای کم برصاف آئینه نمایی موجود بود که برای مطالعه خیلی مستعد چیزهایی بودند .
در وسط کتبخانه يك ميز بسيار بزرگی موضوع بودکه بر سر آن خیلی کتابهای
پراکنده و بی جلد و اخبارهای کهنه تاریخ گذاشته شده بود. از چهار فانوس بلورین
تباشیری که بطرز کل شقایق از سقف آویخته شده بود ضیای الکتریکی نشر انوار نموده
لطافت و زینت دالانرا تزیید مینمود . بکمال حیرت به این کتبخانه نظر کرده گفتم:
— کپتان ، حقیقتاً که کتبخانه شما خیلی مکمل و ممتاز يك کتابخانه ایست که لایق
سراي های بزرگ حکومتیست و چون فکر میکنم که باشما چسان در زیر بحر فرو
آمده است حیرت و وله ام بیشتر و افزنتر میشود .
— استراحت و آسوده گی در نجا بسیار مکملست . در کتابخانه موزه خانه خود
هیچگاه این آسوده گی و استراحت را نخواهید یافت .
— راستی همچنیست کپتان ! شر و شور مردمان ، آواز های گوشخراش ریلها
و فابریکها ، گرگر عرابه ها و تراموایهای ممالک متمدنه برای هوسکاران مطالعه
هیچگاه به این سکوت و سكونت مقابله نمیتواند . و این يك را نیز اعتراف میکنم که
کتابخانه من نسبت بکتابخانه شما خیلی فقیر مینماید . زیرا اگر غلط نکنم زیاده از
هفتهزار جلد کتاب در کتابخانه شما موجود خواهد بود !
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
