Machine transcription
۳۱۹
بسوی پنجره دیدم؛ ندلاند بی اختیار بسوی پنجره دوید «مدهش جانور» گفته فریاد بر آورد . منهم دیدم ؛ از یکحرکت خائفانۀ بی اختیارانه خود داری نتوانستم . این جانور بالواحق لامسۀ آن بقدر هشت متر میآید . یکسو بکمال سرعت برفتار خرچنگ روش خود بسوی نوتیلوس میدود . بچشمهای سبز رنگ بزرگ خود بنظر بسیار مدققانه می بیند .
حیوان را که مرجول الرأس یعنی سر پایدار مینامند ازینست که بقدر هشت پای بسیار درازی که هر يك دو برابر وجود شانست مانند خرطومهای فیل بسر شان مربوطست . این اختاپوط مدهش که می بینیم این هشت عدد پای خود را بشدت تمام باز کرده و جمع می آورد ، در طرف داخل این پاها دو صد و پنجاه دانه دهنه های آلت ماسکۀ زلو خاصیت آن که هر يك بشکل نیم دایره معلوم میشد و هر کدام جدا جدا باز و بسته میشد نیز بنظارۀ دهشتناك مستکره خود دلهای ما بینندگانرا بشور میآورد . این دهنه های زلو خاصیت طرف زیرین خرطومهای بسر چسپیدۀ او هر کدام بقدر صد درجه افزونتر از شاخ حجامت قوت مص یعنی چوشیدنرا مالکست . گاه گاه که این آلت چوش خود را به آئینۀ پنجرۀ نوتیلوس میچسپانید بشدت تمام هوای آنجا را خالی میکرد . ما هم از پشت آئینه ذره بین واز آنرا تماشا میکردیم . دهن مدهش او که قماش آن از شاخ ، وشکل آن مانند دهن طوطی بود رو بدرازی بکمال شدت ودهشت باز و بسته میشد . زبان کراهت نشانش از میان دهن انبور مانند بزرگش که بادو صف دندانهای تیز شاخی مجهز است بسرعت تمام پئی هم میبراید .
سبحان الله ! چه جانور مدهش !! چه منظرۀ نفرت آور !!
این اختاپوط مدهش بحال حدت و غضب بود . آیا حدت ، وغضب او از چه پیش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
