Machine transcription
۲۹۸
روز دیگر که ۲۷ ماه مارت مطابق برج حمل بود بقدر « ۶ » متر چقوری پیدا
شده بود . به اینحساب بقدر چار متر دیگر ستبری و کلفتی باقی مانده است .
حالا نکه در درون سفینه دیگر هوائیکه قابل تجدید با شد باقی نماند . امر وز
هوائیکه موجود بود رفته رفته مختل گردید .
يك سنگینی تحملسوزی همه وجودم را فرا گرفت سه ساعت بعد از وقت پیشین
عذاب جانکندن بدرجهٔ افزونی وا صلشد . از بسیاری خمیازه کشیدن چنه هایم
بدرد آمد . جگر هایم که بجستجوی هوای صاف مابه الحیات در حرکت بود از نیافتن
آن جوهر عزیز بدیع حضرت خلاق بدیع السموات رفته رفته از قوت می افتاد .
قونسه ی عالیجناب باوجودیکه او هم مانند من دو چار عذاب بود ولی هیچ از پیش
من جدا نمیشد. از دست من میگیرد و برای جسارت و توانائی من میشنیدم که میگفت:
— ای کاش که دهن خود را بدوزم و نفس نگیرم تا افندی بعوض من نفس بگیرد !
درجهٔ صداقت قونسه ی بمن خیلی تأثیر نمود . چشمهایم پر اشك شد .
اینست که در داخل سفینه حال ما بدینمنوال بود . هر کس برسیدن نوبت کار به
او و پوشیدن آلت تنفس بکمال بیصبری انتظار میکشیدند . مانده شدن و ناتوان افتادن
نسبت به بی هوا ماندن هیچ چیزی نیست . کسی که از مانده گی بیتاب افتد از تنفس که
عین حیاتست محروم نمیما ند. اما کسیکه از هوا محروم بماند هم از قوت ، و هم از حیات
محروم و جدا میشود .
سبحان الله ! تنفس چه نعمت عظیای حضرت کبریاست !
خلاصه کلام هیچکس پیشتر از رسیدن نوبت کار خود سقا فاندر ها را پوشیده بیرون
برامده نمیتوانند هر کس که وقت موعود و معین او رسید هماندم آلت تنفس خود را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
