Machine transcription
٢٤٢
صندوقها و پیپهای پرطلا را میشکستند . ازین صندوقها کلچه های طلا و نقره بر روی ریگهای قعر دریا میریخت ، طایفه ها نیز آن کلچه ها را متصل در زنبیلها انداخته و دو دو نفر برداشته به نوتیلوس نقل میدادند . و آن معادن قیمتدار را در نوتیلوس گذاشته باز میرفتند و می آوردند .
دانستم که اینجاء موقع محاربه سنه هزار و هفتصد و دو میباشد . سفینه های پر طلائی اسپانیا که از امریکا آمده بود در همین جا غرق شده است . کپتان نمو نیز مخصوص درینجا آمده بکمال بیغمی وراحت آن طلا ها را نه گویا از امریکا برای او فرستاده اند جمع میکند . کپتان نمو تبسم کرده پرسید که :
ـ چسان معلم افندی ؟ دیدیدکه صراچه بانگهای توانگری در زیر دریا موجود است ؟
ـ دیدم کپتان ! حقیقتاً که ثروت بسیار عظیمیست زیرا مقدار این مبلغی را که درین دریاچه غرقشده است پنجصد ملیون روپیه تخمین کرده اند .
ـ بلی معلم افندی ؛ ازین تخمین بیشتر هست کمتر نیست . حالا نکه در زیر بحر تنها مرا همین يك بنک نی بلکه بنکهای متعدد دیگر نیز هست که موقعهای هر يك از آنها در خریطه من موجود است . هر موقع محاربات بحریه یا غرقشدن کشتیهای تجاریه یکی از بنکهای منست . پس حالا دانستید که صاحب ملیار ها روپیه میباشم .
ـ بواقعیکه هم چنینست کپتان ! ولی ازینهمه ثروت و توانگری چه فائده . چونکه بهیچ کار خیری صرف نشده در زیر بحر نابود میگردد .
ـ چه میگوئید معلم افندی ؟ از چه رو حکم میکنید که من بـراه خیرات و مبرات آنرا استعمال نمیکنم ؟ آیا نمیدانید که من چقدر محتاجانرا دستگیری کرده و میکنم ، چقدر بیچارگانرا حمایه کرده و میکنم چقدر مغدور و مظلومانی هستند که انتقام آنها باید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
