Machine transcription
٢١٦
بود ، اینست که خود شما دران نشسته و سیر و سفر کردید . لهذا باینطور باور نکردن
شانه های خود را نجنبانید .
ند ــ خواهیم دید ! اگر نباشد هم باید که باور کنیم ، وجود نوتیلوس هر چیز را
به انسان باور میکناند و هم برامدن بحر سفید را بسیار آرزومندم چرا که به اوروپا
تقرب میکنیم . بلکه فرصتی بدست افتد .
وقت شام نوتیلوس در ٢١ درجه و ٣٠ دقیقه عرض شمالی به نزدیک سواحل
عربستان قطع مراحل مینمود . از دور بندر « جده » را نیز دیدم . خانه های سفید
شهر ، و مناره های مساجد ، و قایقهائیکه به بندر مربوط بود و واپور هائیکه دورتر
لنگر انداخته بود یگان یگان معلوم میشد . بعد از کمی جده نیز از نظر پنهان گردید .
آفتاب نیز غروب کرده نوتیلوس در زیر بحر بر فتار خود آغاز نهاد .
فردا که ١٠ ماه شباط بود نوتیلوس بر سطح بحر برآمد ، ولی چون از دور بعضی
واپورها دیده شد باز پس غوطه خورد . وقت ظهر باز بر روی آب بالا برآمد . دریا
سراسر خالی بود . من با قونسه ی و ندلاند بر کنار کنارهٔ نوتیلوس تکیه زده از هر
در و رهگذر بحث میراندیم . درین اثنا ندلاند يك جسم سیاهی را در بحر نشان داده گفت :
ند ــ معلم افندی ، شما به آنطرف ببينيد ، يك جسم سیاهی متحرکی معلوم میشود،
آیا چه خواهد بود ؟
قو ــ مبادا که کدام نوتیلوس دیگر باشد !
ند ــ نی ، هیچ شبهه نیست که این يك مخلوق بزرگ بحریست .
قو ــ ماهی بالینه نباشد ؟ چرا که بسیار بزرگست .
ند ــ نی ، اینحیوان بالینه نیست ، چونکه با بالینه ها از قدیم الفت دارم و رفتار آنها
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
